هیات منصفه سرگرمی کاربران سرگرمی هزار و یک شب

هیات منصفه: سرگرمی کاربران سرگرمی هزار و یک شب عاشقانه ها

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

ایجاد مسئله جهت روحانیون در مجامع عمومی؛ این خبری است که در ماه های گذشته تکرار شده است و باعث برداشت های مختلفی در این زمینه شده است هست. این در حالی است که

اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

عبارات مهم : جامعه اسلامی

ایجاد مسئله جهت روحانیون در مجامع عمومی؛ این خبری است که در ماه های گذشته تکرار شده است و باعث برداشت های مختلفی در این زمینه شده است هست. این در حالی است که روحانیت ریشه در فرهنگ جامعه ایرانی و اسلامی دارد و همواره یکی از مأمن ها و پناهگاه های مردم جهت حل پرسشها بوده است.

اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

با این وجود اتفاقات رخ داده در ماه های گذشته دارای پیامدهای اجتماعی و فرهنکی بوده است که نیاز به تجزیه و تحلیل کارشناسان سیاسی و اجتماعی دارد. به همین علت با حجت الاسلام هادی غفاری یکی از روحانیون باسابقه انقلاب و نماینده مجالس اول، دوم و سوم شورای اسلامی گفت وگو کردیم. حجت الاسلام غفاری راجع به ریشه اتفاقات اخیر در ایجاد مسئله و درگیری جهت بعضی از روحانیون اعتقاد است: «این اتفاقات نه ریشه اقتصادی دارد و نه ریشه سیاسی و بلکه ریشه اعتقادی دارد. در شرایط کنونی باورهای مردم در حال فرو ریختن و ریزش است.

اگر نگاهی به اوضاع نمازخواندن در ادارات، دانشگاه ها و مدارس بیندازیم متوجه می شویم که عده ای اندک از کارمندان، دانشجویان و دانش آموزان در وقت نماز در مسجد حاضر می شوند و نماز می خوانند. اغلب این کارمندان و دانشجویان یا نماز نمی خوانند و یا کارهای روزانه را بر حضور در مسجد مقدم می دارند. در عرصه های دیگر نیز اوضاع به همین شکل هست. در مراودات اقتصادی، رفتارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین رعایت حقوق دیگران نیز جامعه اوضاع مناسبی ندارد و با پرسشها ریشه های مواجه است که اغلب آنها نیز به ریزش باورهای مردم ارتباط پیدا می کند.» در ادامه متن گفت وگوی حجت الاسلام هادی غفاری با «آرمان» را از نظر می گذرانید.

ایجاد مسئله جهت روحانیون در مجامع عمومی؛ این خبری است که در ماه های گذشته تکرار شده است و باعث برداشت های مختلفی در این زمینه شده است هست. این در حالی است که

در ماه های گذشته در چند نوبت در مجامع عمومی به روحانیون حمله شده است هست. به نظر شما علت این حمله ها چیست؟

این اتفاقات به دو علت مهم رخ می دهد. علت نخست از دست رفتن باورهای اعتقادی جامعه هست. به نظر می رسد بخش هایی از باور عمومی نسبت به روحانیت در حال ریزش است.

دلیل دوم به دست های پشت پرده و تبلیغات بیگانه جهت تخریب روحانیت مربوط است که از گذشته تاکنون وجود داشته هست. در نتیجه هر دو علت را باید به صورت همزمان در نظر گرفت. این در حالی است که بعضی تلاش می کنند این اتفاقات را تنها به تبلیغات بیگانه تقلیل بدهند. به نظر من این پاک کردن صورت مسأله است و نباید ریشه های این کارها را تنها به تبلیغات بیگانه نسبت داد. این نوع استدلال کردن جهت پیدا کردن مقصر است و هیچ راه حلی ارائه نمی کند. دشمن از ابتدای انقلاب تاکنون به دنبال تضعیف روحانیون بوده و در این زمینه ها از همه امکانات و ابزار خود نیز استفاده کرده ولی باید این واقعیت را بپذیریم که ریشه بسیاری از این اتفاقات به درون کشور باز می گردد.

اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

در شرایط کنونی اقشار متفاوت مردم و به خصوص اقشار ضعیف جامعه با پرسشها متعدد اقتصادی و اجتماعی مواجه هستند. هنگامی که این پرسشها زیاد کردن پیدا کند و به عقده تبدیل شود در نخستین فرصتی که امکان بروز داشته باشد به شکل های متفاوت و از جمله حمله به روحانیت بروز می کند. توصیه دیگر اینکه به علت اینکه روحانیون اغلب بخش های مدیریتی جامعه را برعهده دارند این افراد گمان می کنند پرسشها آنها ریشه در نوع مدیریت روحانیون دارد و به همین علت به هر روحانی که مشاهده می کنند حمله می کنند.

آیا این حمله ها ریشه در اوضاع معیشتی و اقتصادی نامناسب مردم دارد و یا اینکه انگیزه های سیاسی نیز در این مسأله نقش دارد؟

به نظر من نه ریشه اقتصادی دارد و نه ریشه سیاسی و بلکه ریشه اعتقادی دارد. در شرایط کنونی باورهای مردم در حال فرو ریختن و ریزش است.

ایجاد مسئله جهت روحانیون در مجامع عمومی؛ این خبری است که در ماه های گذشته تکرار شده است و باعث برداشت های مختلفی در این زمینه شده است هست. این در حالی است که

اگر نگاهی به اوضاع نمازخواندن در ادارات، دانشگاه ها و مدارس بیندازیم متوجه می شویم که عده ای اندک ازکارمندان، دانشجویان و دانش آموزان در وقت نماز در مسجد حاضر می شوند و نماز می خوانند. اغلب این کارمندان و دانشجویان یا نماز نمی خوانند و یا کارهای روزانه را بر حضور در مسجد مقدم می دارند. در عرصه های دیگر نیز اوضاع به همین شکل هست. در مراودات اقتصادی، رفتارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین رعایت حقوق دیگران نیز جامعه اوضاع مناسبی ندارد و با پرسشها ریشه های مواجه است که اغلب آنها نیز به ریزش باورهای مردم ارتباط پیدا می کند.

دلیل ریزش باورهای مردم چیست؟

اقشار ضعیف جامعه در مرز انفجارند

خداوند به حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: «به مردم روزی می دهیم تا مرا شکرگزاری کنند» و در نتیجه هنگامی که مردم دارای رفاه مناسب و امکانات کافی جهت گذران زندگی باشند با احترام از مدیران جامعه یاد می کنند. این در حالی است که هنگامی که این اتفاق رخ ندهد مردم ناامید می شوند و به شکل دیگری واکنش‌ها می کنند. از قدیم هم گفته اند: «شکم گرسنه دین و ایمان درستی ندارد». البته این اوضاع جهت همه وجود ندارد و نمی توان آن را به همه تعمیم دارد. با این وجود استثناهایی که در این زمینه وجود دارد را نمی توان به عنوان قاعده در نظر گرفت. توصیه دیگر اینکه مردم هنگامی که به اوضاع جامعه نگاه می کنند متوجه می شوند که احکام دینی به صورت عمیق و دقیق در جامعه اجرا نمی شود و اغلب افراد جهت منافع فردی تفسیرهای متفاوتی از دین به مردم ارائه می کنند. این در حالی است که به نظر می رسد این تفسیرها جای اجکام مهم دینی را گرفته هست. در نتیجه هر چه مردم ماهیت اصیل دین فاصله بگیرند و تفسیرهای دیگری جای آن رابگیرد باورهای خود را زیاد از دست می دهند.

چرا در چنین شرایطی حمله کنندگان به جای اینکه به عنوان نمونه به مسئولان حمله کنند به روحانیون حمله می کنند؟

دلیل نخست اینکه حمله کنندگان نمی توانند به آسانی مسئولان را پیدا کنند و مسئولان خود را به آسانی در دسترس این افراد قرار نمی دهند. دوم اینکه حمله کنندگان دیواری کوتاه تر از روحانیون پیدا نمی کنند و احساس می کنند اگر به روحانیون حمله کنند به نشانه خود رسیده اند و سوم اینکه این افراد خیال می کنند روحانیون به علت انقلاب کردن و حمایت از انقلاب باعث مهم پرسشها هستند. این در حالی است که در واقعیت این مسأله صحیح نیست و روحانیون از دلسوز ترین اقشار جامعه نسبت به اوضاع مردم بوده و در آینده نیز خواهند بود. روحانیون همواره خود را جزئی از مردم به شمار آورده و همواره تلاش کرده اند در جهت حل پرسشها مردم گام بردارند.

به نظر شما آیا احتمال تکرار این اتفاقات در آینده نیز وجود خواهد داشت؟

هر احتمالی وجود دارد و هر اتفاقی ممکن است در آینده رخ بدهد. به نظر من جهت جلوگیری از تکرار این اتفاقات دستگاه های اجرایی باید به سمتی حرکت کنند که مردم به صورت اصولی و فرهنگی تربیت شوند. مردم باید با فرهنگ اصیل انسانی و فارغ از هر دین و آیینی رشد کنند. در شرایط کنونی کشور با چالش بزرگی مانند لغو عضو زرتشتی شورای شهر در یزد مواجه شده است به شکلی که اغلب کارشناسان در این زمینه اظهار نظر کردند.

این در حالی است که نهادهای نظارتی قبل از انتخابات صلاحیت آقای نیکنام را تأیید کرده اند. با این وجود بعد از انتخابات و در حالی که مردم به ایشان رأی داده اند، پیروزی ایشان در انتخابات را باطل اعلام کرده اند. به نظر من اگر آقای سپنتا نیکنام در نهایت نتواند به شورای شهر ورود کند پشتیبانی بسیاری از زرتشتیان را از دست خواهیم داد و آنها چه بسا دیگر رویکرد مثبت نداشته باشند. به نظر من حضور یک عضور زرتشتی در شورای شهر نه تنها پیامد منفی جهت جامعه ندارد و بلکه به وحدت زیاد مردم جامعه با اقلیت های مذهبی جامعه کمک می کند.

ما نباید اقدامی انجام بدهیم که وحدت جامعه خدشه پذیر شود و بلکه باید تلاش کنیم با رویکرد مثبت و جذب حداکثری اقلیت های مذهبی را به درون جامعه هدایت کنیم تا جامعه در جهت همگرایی بیشتری حرکت کند. این گونه واکنش‌ها به صورت ناخودآگاه مردم را به واگرایی سوق می دهد و به بنیادهای فکری مردم جامعه آسیب می زند. ما نباید تنها جمعیت پای بعضی منبرها را مشاهده کنیم که شعارهای هیجانی سر می دهند. بنده به خاطر دارم در مراسم تشییع پیکر مطهر شهید بهشتی جمعیت یک صدا فریاد می زدند: «آمریکا در چه فکریه، کشور عزیزمان ایران پر از بهشتیه». این در حالی بود که بعدها متوجه شدیم در کشور عزیزمان ایران تنها یک بهشتی وجود نداشت و تعداد معدودی بودند که راه و مسلک شهید بهشتی را ادامه دادند. در آن مقطع جامعه احساسی شده است بود و به همین علت این شعارها را مطرح می کرد.

در شرایط کنونی بنده در شهرهای متفاوت کشور رفت و آمد دارم و به صورت واضح و براق مشاهده می کنم که باورهای دینی و مذهبی مردم در حال ریزش هست. به نظر من تا دیر نشده باید راه حل مناسبی جهت این مسأله پیدا کرد. همه مسئولان و دستگاه ای اجرایی کشور باید دست به دست هم بدهند تا از ریزش زیاد باورهای مردم جلوگیری کنند. در مرحله اول ما باید در نوع و شیوه فکر کردن خودمان تجدید نظر کنیم. دوم اینکه باید جهت دیگران نیز در اندیشه و فکر کردن ارزش قائل باشیم و گمان نکنیم تنها خودمان می فهمیم و دیگران نمی فهمند. متأسفانه در جامعه ما بعضی گمان می کنند تنها آنها می فهمند و یا اینکه از دیگران بهتر می فهمند. این در حالی است که شرایط به این صورت نیست و دیگران نیز دارای فهم و درک شرایط هستند. کسانی که گمان می کنند فقط آنها می فهمند و یا اینکه از دیگران بهتر می فهمند باید در داده های ذهنی خود تجدید نظر کنند و جهت دیگران و به خصوص مردم نیز اهمیت قائل شوند. مردم از همه زیاد می فهمند و درک آنها از همه و حتی از مسئولان نیز زیاد هست. متأسفانه بعضی به نوعی بیماری مبتلا شده است اند که گمان می کنند تنها آنها می فهمند و بقیه هیچ درک و فهمی ندارند. به نظر می رسد این عده به بیماری برتری طلبی مبتلا شده است اند و جهت دیگران هیچ حقی قائل نیستند.

چرا ریزش باورهای اعتقادی خود را به شکل خشونت های اجتماعی و تنش در مجامع عمومی نشان می دهد؟ آیا خشونت های اجتماعی در جامعه ما شدت پیدا کرده است؟

در اغلب کشورهای دنیا جهت آینده جامعه خود سوپاپ اطمینان قرار می دهند تا جامعه به مرز انفجار نرسد. به عنوان مثال در کشور انگلستان پارک هایی وجود دارد که شهروندان در این پارک ها دغدغه ها، اعتراضات و انتقادات خود را به اوضاع جامعه مطرح می کنند. این در حالی است که هنگامی که شهروندان دغدغه های خود را مطرح می کنند هیچ کدام از نهادهای امنیتی و قضائی جهت بیان این نظر ها آنها را مورد پیگرد قضائی قرار نمی دهند. در نتیجه شهروندان به صورت فارغ البال و بدون وحشت و واهمه از نهادهای قضائی نظر های خود را راجع به مدیریت جامعه عنوان می کنند.

در دین مبین اسلام نیز مرز بین خودی و ناخودی مشخص شده است هست. غیر خودی در اسلام تنها کسی است که شمشیر برداشته و جهت مردم جامعه مسلمان ایجاد ناامنی می کند. در نتیجه دین اسلام تنها کسی را غیر خودی تلقی می کند که امنیت جامعه مسلمان را به خطر بیندازد. در نتیجه همه شهروندان جامعه اسلامی جز کسانی که امنیت جامعه را بهم می زنند جزئی از جامعه به شمار می روند و با آزادی کامل حق اظهار نظر و انتقاد دارند. روزنامه ها و رسانه ها نیز در این شرایط وظیفه سنگینی برعهده دارند و باید در جهت مطالبات مردم حرکت کنند و کسی نیز نباید در مسیر کار رسانه ها کارشکنی کند.

اگر مردم راجع به مدیریت جامعه اظهار نظر نکنند این ناگفته ها به عقده تبدیل می شود و در آینده به شکل های خطرناک تری و از جمله تنش های اجتماعی خود را نشان می دهد. ما نیاز به تحقیق و بررسی و برگزاری همایش های زیادی در زمینه آسیب های اجتماعی و پیدا کردن راه حل جهت آن هستیم. این در حالی است که اغلب همایش های ما به مسابقه ساندویچ خوری تبدیل شده است و کسانی در این همایش های صحبت می کنند که تاکنون شش بار عزرائیل را جواب کرده اند و از کهولت سن هیچ کاری از دستشان برنمی آید. کار را باید به جوانان سپرد و باید به آنها میدان داد تا بتوانند آینده خود و جامعه را بسازند.

شما به عنوان یک روحانی که از ابتدای انقلاب تاکنون در صحنه های مختلفی حضور داشته اید، آیا اعتقاد هستید که حملات اخیر به روحانیون را می توان به رویکرد روحانیون از گذشته تا به امروز ارتباط داد؟ آیا رویکرد بعضی از روحانیون در این زمینه تأثیر نداشته است؟

برای پاسخ به پرسش شما باید به یک اتفاق تاریخی اشاره کنم. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و زمانی که دکتر شریعتی وارد میدان شدند بعضی از روحانیون سنتی اعتقاد بودند که باید مانع دکتر شریعتی شد، آیا که وی به دنبال اسلام منهای روحانیت هست. این در حالی است که امروز بنده از این مسأله خوف دارم که برخی، روحانیت بدون اسلام را مطرح کنند. به نظر من جهت بعضی از افراد روحانیت به دکان تبدیل شده است و این افراد با تملق و چاپلوسی تلاش می کنند به اهداف شخصی و نه جمعی برسند.

بنده هنگامی که صحبت بعضی از روحانیون را گوش می کنم متوجه می شوم که ماهیت اغلب سخنان این افراد تملق و چاپلوسی از دیگران است و دغدغه های مردم جهت ایشان در اولویت بعدی قرار دارد. این در حالی است که روحانیت شیعه همواره در طول تاریخ با حریت و آزادگی زندگی کرده و موضع گیری کرده و همواره مأمنی جهت درددل های مردم و نقطه امیدی جهت رهایی مردم از پرسشها بوده هست. در گذشته هنگامی که خوانین و ملاکان مردم را اذیت می کردند مردم به روحانیون پناه می بردند و از روحانیون استمداد می طلبیدند.

واژه های کلیدی: جامعه اسلامی | مدیران جامعه | آسیب های اجتماعی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz